|
***محمد مهدی نادری*** محمد آقا در حضور غريبه ها خانمش را ‹‹ علي ›› صدا مي زند. وقتي مي بيند اين كارش من را به خنده انداخته است مي گويد : ‹‹ تو حاليت نيست ! به دور از غيرته كه آدم جلوي ديگرون زنش رو به اسم صدا كنه ›› . |
***زهرا شعبانی*** گچ را برمی دارم و روی تخته سیاه می نویسم : « فصل اول - درس سوم - موضوع : تعامل اجتماعی» . بعد رو به شاگردها می گویم : انسان به حکم فطرتش و اینکه ذاتا اجتماعی است دوست دارد با دیگران رابطه برقرار کند. اگر دیگران به این میل و کشش درونی پاسخ دهند بین آنها رابطه برقرار می شود که آن را تعامل اجتماعی می گویند. مثل اینکه من در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاده باشم و برای باز کردن سر صحبت از نفر کناری ساعت را بپرسم ... او جوابم را بدهد و بعد شروع کنیم به حرف زدن . نگاهی به مثالهای کتاب می اندازم : تعامل اجتماعی مثل تعارف بیسکویت ، لبخند دوستانه ، نگاه منتظرانه ، ... |